زنجیر زُلف - جعفری زاویه
زنجیر زُلف
قالب شعر : غزل(تعداد ابیات : 12 بیت)
وزن شعر : مَفاعِلُن فَعُلاتُن ؛ مَفاعِلُن فَعِلُن
تو کیستی؟تو چه هستی؟که ای؟چه ای تو؟بگو
چـرا بـه نـام تـو ای نـازنـیـن گرفتـم خو ؟
هر آن کسی کـه کُـنَـد اَبرویِ تو را محراب
یقین کـه او بنـمـایـد بـه خون خویش وضو
سـخـن بـگـوی کــه آرامشم دهـد سُخَنَت
کـه در کـلـامِ تـو بـاشــد هـزار سِرِّ مـگـو
چگونـه جـاذبـه ای در وجود تـوست مگر ؟
به هر کجـا که رَوی ؛ رویِ خود کنم آن سو
چـه قـُدرتـی بـه تـو داده خـدا ؟ نمی دانم
جـهــان بــه هــم بـزنـی بـا اشـارتِ اَبـرو
تـو را خـدای شـنـاسد کـه خلق کرده تو را
بـه کُـنـهِ ذاتِ تـو آگـاه نیست کس جُـز او
سـزَد اسـیـر تَـلَـقّـی شَـوَم ؛ عـزیـز دلـــم
تو را کـه سیرت و صورت سراسر است نکو
نـمـوده عـشـقِ تـو پـیـرَم نـدیـده رویت را
قـسـم بـه حُسـن رُخَـت دلبـرا عیان کُن رو
دلم شـکـسـتـه ز اعـمـالِ خـویـش مُنفَعِلَم
دل شکسته پـذیـرَد مگـر که وصله ؟رفو ؟
بـه پـای خویش فتادم بـه دام عشقِ تو ؛ من
کـمـنـد گـشـت ولـی طُـرّه ی مُعَـنـبَـر بو
اسـیـر وار کـشـانــی مــرا بــه دنـبـالـت
بـه گـردنـم شـده زنجیر آن سـیـه گیـسـو
تو ((جعفری)) کـه بـه مستی نمـوده ای عادت
خـودت بگـوی شُـدی مست از کـدام سَبو؟
تهران ؛ جمعه 13/10/1392 ؛ جعفری زاویه
سلام بر شما که به این وبلاگ سر می زنید. ممنون لطف تان هستم.