جامِ زهرِ شوکَران - جعفری زاویه
جامِ زهرِ شوکَران
قالب شعر : غزل (تعداد اَبیات : 14 بیت)
کُجاست کویِ نگارَم؟کسی نشان بدهد
مَرا نـجـات از این نـالـه و فغان بدهد
اگـر کـه نیست فـراقِ نگـار را پـایـان
کسی ؛ دو جـام مرا زهرِ شوکران بدهد
اگـر نکُشت زِ بـخـتِ بَـد اوَّلین جامـَم
کَـرَم نـمــوده و از دوّمـیـنِ آن بدهد
شدیدتـر بُـوَد از مـرگ ؛ اِنتظار و فراق
زِ اِنتظار بِه این است شخص جان بدهد
چه قَـدر چشم بـدوزم بـه راهِ یار آخر
خُدا خودش به دلم طاقت و تَوان بدهد
خـدایِ مـن بـرسان یـار را به مُنتظران
شفا به درد همـه ؛ صاحب الزَّمان بدهد
قسم به نام عزیزش که مهدی و هادی است
وجودِ اوست که نظمی بر این جهان بدهد
دعـا کنیم بـه درگاه پـاک خـالقِ مان
کـه اِذن آمـدنش بـا دعـایمـان بدهد
ظُهـور گر کند آن مُنجیِ عدالت کیش
بـه مُستَمَند و فَقیر و ضَعیف اَمان بدهد
فساد و فتـنـه یقین است رَخت بربندد
بـه ذوالفقار اَگـَر حضرتش تکان بدهد
چو جَدِّ خویش عَلی ؛ عَدل را کند مَعنا
بـه عَدل ؛ همَّتِ او عُمرِ جـاودان بدهد
خُدا کند کـه بـه دیوار کعبه تکیه کُند
اَذان بگوید و مـعـنـا بَر آن اَذان بدهد
خُدا کُـنـد زِ کَـرَم یک تبـسُّـم نَمَکین
به عاشقانِ خـود آن یـار اَرمغان بدهد
خُدا تـو را به جَـلالَت هماره لطفی کُن
که((جعفری)) بتواند خوش اِمتحان بدهد
تهران ؛ پنجشنبه 24/11/1392 ؛ جعفری زاویه
سلام بر شما که به این وبلاگ سر می زنید. ممنون لطف تان هستم.